محمد تقي جعفري

20

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

( ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، آنها از حمل امانت امتناع ورزيدند و از آن بيمناك شدند و انسان آن امانت را حمل كرد و او ستمكار و نادان بود ) . آمده است ، با توجّه به ديگر منابع اسلامى و حكم عقل ، تكليف مستند به اختيارى است كه فقط از انسان ساخته است كه با عمل به آن مىتواند از ولايت يا خلافت الهيّه برخوردار گردد . ممكن است گفته شود كه اگر حمل امانت مزبور براى آسمانها و زمين و كوه‌ها امكانناپذير بود ، پس به چه علَّت امانت به آنها عرضه شد پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا مقصود از عرض امانت آن نيست كه خداوند متعال با اين كه مىدانست امانت مزبور فوق طاقت و استعداد آسمانها و زمين و كوه‌ها است ، با اين حال به آنها عرضه فرمود ، بلكه مقصود اينست كه همه مخلوقات غير از انسانها با هويّت استعدادهائى كه داشتند امتناع خود را از حمل آن امانت بزرگ ابراز كرده‌اند ، مانند اين كه مىگوئيم : « سنگ با طبيعت ناآگاه خود از تعليم و تربيت امتناع مىورزد » معناى اين جمله آن نيست كه واقعا تعليم و تربيت براى سنگ جامد عرضه شده است . البتّه اين تفسير در بارهء آيه شريفه تا حدّى خلاف ظاهر « عَرَضْنَا » است ، ولى راه ديگرى براى عرض امانت مخصوص به انسان ، به مخلوقات ديگر ، جز همان كه مطرح كرديم ديده نمىشود . ممكن است گفته شود : با نظر به عظمت خلقت آسمانها و زمين ، خداوند امانت را به آنها عرضه فرموده است ، ولى آنها به جهت دشوارىها و سختىها كه در حمل و پذيرش آن امانت مىديدند ، امتناع ورزيده‌اند . و امّا اين كه چرا انسان آن امانت را حمل كرد و سپس ظلوم و جهول از آب در آمد پاسخش اينست كه انسان موجودى است كه استعداد عدل و علم به حقايق را دارا است كه ظلم و جهل به او نسبت داده شده است زيرا روشن است كه به ديوار نمىتوان گفت جاهل و ظالم است ، زيرا ديوار استعداد علم و عدل را دارا نيست .